نشانی او

وب نوشت‌های جاناتان

به فرزند پر مهر اردیبهشت
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  

باید به کلمه‌هایم فکر کنم...

باید برای از تو نوشتن،

مدتی طولانی،

به خودم، به کلمه‌هایم،

فکر کنم.

چون زمین که در اعماق خود،

به آتشفشانی نهفته

فکر می‌کند...

  

(1)

 پیشکش به بیست و دوم اردیبهشتی مبارک،

به امیر عاشقانه‌های دلم،

 به وجودی که تک تک سلول‌های بخشنده و مهربانش،

فرصت عشق‌ورزی من است،

و تقدیم به

نمازهای آسمانی اینجاترین برادرم

در آن سوی آبها:

نمی دانم از کی، اما

لیوان چایی سرد شده بود

آواز جبرئیل انگار

دیر زمانی جاری بود...

 

حرف می‌زدی و من،

دوباره عشق را

چون طعمی آشنا

از بادامی شیرین

زیر دندان هایم

حس می‌کردم

 

حرف می‌زدی

و از تمام زندگی،

تنها یک شب کافی بود

تا در فراسوی ذهنم

پیچک بشود

پیچ بخورد.. برود... برود... برود تا...

 

به خود که آمدم

چون جبرئیلی نیرومند

روبروی براده‌ای ریز

ایستاده بودی

و مغناطیسی مبهم

دل را از ناکجا به خدا می‌کشید

  

عشق به دنیا آمده بود

و حرفی نمانده بود.

کسی با دست های من

خط آخر این شعر را نوشت:

به نام خدایی که تو را آفرید.

 

  

(2)

با فروتنی تمام تقدیم به خاک پای عشق

 

کوچکترین مدادم را می‌تراشم

تا برای تو

شعری بنویسم.

 

من نقطه‌ای هستم،

نوزاد کوچکترین مداد جهان.

من غباری هستم،

که هنگام تراشیدن کوچکترین مداد

بر زمین می‌ریزد

و پیش ازین فکر می‌کردم

تنها مرگ،

مدادها را به گریه می‌اندازد...

غباری بی اندک بهانه

برای ابراز وجود...

 

و حالا که تو

به دنیا آمده‌ای

غباری شده‌ام

که دوست دارد

به بهانه‌ی‌ شیرین تو

پای بر هر کاغذ بکوبد

و فکر می‌کند عشق

تنها عشق،

مدادها را به هق‌هق می‌دارد...


کلمات کلیدی:
 
برای اقیانوسی که تویی.. الهام صالحیان نیک..
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩  

ساده های خواستنی!

زندگی پر است از ساده های خواستنی،

گم در ثانیه‌های عادی و کوچک!

این یعنی، رسید.

رسید.

اقیانوس ناگهانی که برایم پست کرده بودی.

اقیانوس آبی دلت و صدف های پر شور و رنگارنگ اش...

همان هزار موجود نازنین

که از سر سخاوتی بزرگ

به این دل کوچک سپرده بودی.

رسید.

آفتابی که از پشت دیوار،

به زلالی چشم های کودک تو،

زل می‌زد و می‌خندید.

رسید.

دستخط لطیف آسمان

که بوی بزرگ دریا می‌داد.

رسید.

ثانیه ای نایاب

که چشم‌ها در خلوتی خیس

به قلب مهربان آن کلمه‌های گرم

فکر می کردند...

به دوستی، خدا به عشق فکر می‌کردند.

اردیبهشت،

فرصت گل‌ها است

اقیانوس،

فرصت تماشاست

انسان،

فرصت سخاوت است

هشتم اردیبهشت، اقیانوس، دریا،‌ آسمان...

این همه را تو به دنیا آورده ای

میلاد تو و کودکان تو، مبارک.

 

-آرزومند آرزوهات: اویی که در گم ترین لحظه‌های کوتاه، خطوط نایابی از «انسان» به مدد سخاوت تو در می‌یابد و... راستی! حیرت، وادی ِ چندم ِ کجا بود الهام؟


کلمات کلیدی:
 
نوروز 89
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩  

و چه می دانستم

که این نوروز مبارک،

در پیراهن سرخ زلیخا

به دست‌هایی بریده

می خندم

و بار دیگر

به حسن تو ایمان می آورم،

یوسف!


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸  

بعد از هزار و یک اتفاق سبز و قرمز

اینک که بغض‌ها از مبهوتی در آمده‌اند

سراسیمه حرفی می‌زنم با تو

از جنس همان عشق

یادت هست؟

  

حرف اول: دنیایی دیگر

گاه از تو نمی‌نویسم

و این را

به حساب فراموشی ام مگذار!

مداد اگر برای تو بنویسد

دوستت دارد

کاغذ اگر برای تو سفید بماند

آن سوی کلمه

با تو قراری دارد...

 

حرف دوم: نیایشی کودک

حال این زورق کوچک،

هر زمان که اراده کنی

دگرگون است...

گاه چون گهواره‌ای گریان، رها در طوفانی سخت

و گاه چون تکه چوبی آرام، خوابیده بر بالشی نرم

 

کلمه پیش کتاب آوردن

از کوتاهی صبوری است

و شرح حال خواندن

بر آستان بلند حال‌گردان

جرأت کودکی می خواهد

که تمام ناسنجیده‌ها

به حرمت سادگی‌اش

بخشوده می‌شوند...

 

که خدا اگر

بچه ها را نمی‌آفرید

سنگ بنای صداقت

چیز بزرگی کم داشت...

 

حرف سوم: به تو که تمامی عشقی در یک وجود

عشق/صدا یا سکوت باشد/آن را/جز به زندگی و تماشا نسپرده ام...

 

نه چون چشم اندازی که

به توصیف آن

نشسته باشم

که چون چایی شیرین

هر صبح،

زندگی را

با تو

هم می زنم و سر می‌کشم

کدام طعم را بنویسم عزیز؟

بگذار زبان جان

به زندگی مشغول باشد...


کلمات کلیدی:
 
توت فرنگی ها
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸  

برای مهربانی خالص دنیای‌ام:

 

 تو، در بیداری خواب آلودت،

توت فرنگی‌ها را خورده بودی

و فردای شیرین مبهوت،

دیروز را

به یاد نمی‌آورد...

 

من، در تمام این فرداهای شیرین مبهوت

که از شانه‌های تو

شروع می‌شود،

لحظه‌ای نبودنت را

به یاد نمی‌آورم

که اجازه می‌دهم هر سال

به سادگی هدیه‌ای

شبیه دو خط شعر

و یک لبخند

از کنار میلادت

بگذرد

 

رود نیستی تا

لحظه تولد تو

چشمه‌ای باشد...

باور ندارم

بیست و دوم اردیبهشت ماه

به دنیا آمده‌ای...

ازل،

وقت تولد توست، خورشید!

جاناتان-٢٢/٢/٨٨

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
برای الهام ص.ن. عزیز به بهانه میلاد.... و آرزوی من اینست: خوبتر باشی...
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  

تو به دنیا آمده بودی

و من بی خبر از همه جا

دنبال شاپرک‌ها

می دویدم

 

تو به دنیا آمده بودی

و خورشیدی

در قلب فرشته‌ها

جان گرفته بود

و من بی خبر از همه جا

با نخ بادبادک‌ها

می دویدم

 

تو به دنیا آمده بودی

و قرار شد

آنقدر ماه بمانی

که کسی با تو

بی پناه نماند

 

تو به دنیا آمده بودی

و پدر به پیشوازت

پیشترها

به دنیا آمده بود

و من بی خبر از اینکه

تکه بزرگی از خوبی‌های جهان

هر سال هشتم اردیبهشت ماه

به دنیا می‌آید،

در گوشه ای از دنیا

دنبال بادبادک ها و شاپرک‌ها بودم...

و آرزوی من اینست


کلمات کلیدی:
 
گوش ماهی
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸  

موج حق دارد

که عشق را

در دفتر دریا

هی می نویسد و

هی پاک می کند...

دلم ،

گوش ماهی کوچکی است

که وقتی به آن

گوش می‌سپارم

کلمه هایم،

از نخ شعر

در می روند...

٢٣/١/٨٨- جاناتان


کلمات کلیدی:
 
فروردین 88
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸  

بهاری که چشم و چراغش،

تو نباشی

ذوق مرا،

به سر حد سرودن شعری درخور

نمی‌رقصاند

 

چون بلمی ساده و قراضه

نه چون کشتی باشکوه و در شأنی،

فقط برای آنکه آرزوی کوچکی

به سرسلامتی حال سرسبز تو

رها کرده باشم،

شکوفه‌های این شعر را

به آب می‌اندازم...

 

گفته باشم

بهاری که چشم و چراغش،

تو نباشی

در تقویم هیچ سال من

ارج و قربی نخواهد داشت...

1/1/88


کلمات کلیدی:
 
یا کریم...
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧  

با کرامت تو چه کنم؟

حیرانم!

چون پلنگی،

نشسته بر

سفره آهو...


کلمات کلیدی:
 
ماندگار
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧  

نامی نباش

که باد،

یک‌روزه

ببردت

 

برگی باش

که تاریخ،

صد سال

بخواندت..


کلمات کلیدی:
 
همینطوری که نمی‌شود!
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧  

همینطوری که نمی‌شود...

حتماً باید

به چیزی

رسیده باشم

تا تو از شیرینی یک کشف تازه

به وجد

آمده باشی!

 

باید حرف‌هایم

چشمه آبی

یا دست کم،

چشمه اشکی

شده باشد

تا تو از

برف بودنم،

به باران

رسیده باشی!

همینطوری که نمی‌شود...


کلمات کلیدی:
 
تو را کنار می‌گذارم
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧  

تو را کنار می‌گذارم،

برای قلم‌ها و قلموها

که نستعلیق‌ها و نقاشی‌ها

به ادراک این زیبایی

شایسته‌ترند

 

تو را کنار می‌گذارم،

برای دل قناری‌ها

که عشق،

جرعه آبی خنک

بر حنجره سوزان آنهاست

 

تو را کنار می‌گذارم،

چون گلبرگی معطر

لابلای دفتری سپید

از خاطراتم

 

من،

در حنجره حزین سه تارها

خانه کرده ام

تو،

برای آنکه

چون قلب زیبایی

در سینه شعرهای ناچیز من

بدرخشی

حیف هستی!

تو را کنار می‌گذارم...


کلمات کلیدی:
 
دیوارهای متحرک بی‌خیال
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧  

وقتی که عشق

                 همیشه

                         همه جا

                                    هست،

وقتی که مرگ

                هر لحظه

                         هر جا

                                    می‌تواند باشد،

چگونه ممکن است

تویوتا کمری‌های سفید

کودکان خیابان‌خوابِ شهر را

از رویای برفی‌‌شان

بیدار نکنند؟؟

 

لطفاً

ته سیگارتان را

به من بدهید

تا نفرت را

روی این دیوارهای متحرّک بی‌خیال

که می‌گویند نامشان

«آدمی‌زاد» است

نقاشی کنم!


کلمات کلیدی:
 
در مایه های شور ..
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧  

اینجا

زندگی نه تلخ است

                         نه شیرین

شور است

دارم غرق می شوم

در دریایی که طعم اشک هایم را گرفته است

تنها کوله بارم

یک بطری آب شیرین است

می نوشم..

سنگین تر فرو می روم

اما بطری سبک می شود

                                 برای نامه ام

در نامه ام نقاشی شمعی است

                                           که می سوزد

با اقیانوسی که میان من و توست

می دانم نامه ام

صد سال دیگر

                 به تو می رسد

تا شمع را فوت نکرده ای..

                                   بمان

"احسان پرسا"

فهمیه جان تولدت مبارک

امیرجان.. دلت خوش باد


کلمات کلیدی:
 
یلدای 87
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧  

یلدای طولانی‌ام، اشتهایی به انار ترش و هندوانه شیرین و آجیل بازیگوش نداشت. هوس ثبت شادی های کوچک ماندگار در سرش نبود. جان می داد برای این نیایش تا سراسر شب را با کلمه هایش خلوت کنم:

 

 

نیایش شب یلدا


کلمات کلیدی: